تبليغاتX
کوچه سنجاقک ها
طفل پاورچین پاورچین دور شد کم کم در کوچه سنجاقک ها ...
دلم گرفته و خیلی خسته ام...

روی عکسا گرد و خاکه
 بیشتر دلا هلاکه
قحطی گلای پونه ست
 تقدیرا دست زمونه ست

کوچه سنجاقک ها
عهد و پیمونا شکسته
 رشته ی دلا گسسته
 تقویما رو ماه تیره
زندونا پر اسیره


آدما یا همه مردن
 یا که مات و دل سپردن
 عصر ما عصر فریبه
عصر اسمای غریبه


 عصر پژمردن گلدون
 چترای سیاه تو بارون
 مرگ آواز قناری
مرگ عکس یادگاری


 تا دلت بخواد شکایت
غصه ها تا بینهایت
 دلای آدما تنگه
 غصه هم گاهی قشنگه


چشما خونه ی سواله
مهربون شدن محاله
 حک شده روی هر دیواری
 که چرا دوسم نداری


 خونه هامون پر نرده
پشت هر پنجره پرده
تا دلت بخواد مسافر
تا بخوای عاشق و شاعر


شبا سرد و بی عروسک
 دلای شکسته از شک
زلفای خیلی پریشون
 خط زدن رو اسم مجنون


شهری که سرش شلوغه
وعده هاش همه دروغه
چشمای خیره به جاده
عشوه های نخریده


آسمونا پر دوده
قلب عاشقا کبوده
 گونه ی گلدونا زرده
رفته و بر نمی گرده


آدما بی سرگذشتن
 آهوا بدون دشتن
دفترا بدون امضا
ماهیان بدون دریا


تشنه ها هلاک آبن
همه حرفا بی جوابن
 نصف زندگی نگاهه
بقیش همه گناهه


 خدا رو انگار گذاشتن
 رو زمین و بر نداشتن
در و دیوارا سیاهه
آدرسامون اشتباهه


شب و روزا پر عادت
 وقت که شد شاید عبادت
 خدا مال غصه هاته
وقتی غم داری خداته


روی اینه ها غباره
شیشه ی پنجره ی تاره
بغضا بی صدا و کاله
همه از فکر و خیاله


قلک خوبیا خالی
مهربونیا خیالی
قفسا پر پرنده
لبای بدون خنده


نه شنیدنی نه گوشی
نه گلی نه گلفروشی
 مرگ جشنای تولد
مرگ اون دلی که گم شد


خستگی بی اعتمادی
شک و تردید زیادی
امتحان مکرر
لونه های بی کبوتر


مشقامون بدون امضا
اسممون همیشه رسوا
نمره های عشقمون تک
بامامون بدون لک لک


همه غایب تو دفتر
 مث بالای کبوتر
 خونه ها بدون باغچه
بدون حافظ و طاقچه


نه برای عشق میلی
نه کسی به فکر لیلی
دیگه پشت در بسته
کسی بیدار ننشسته


نه کسی نه انتظاری
نه صدای بی قراری
واسه عاشقی که دیره
لااقل دلت نگیره


کاش تو قحطی شقایق
 باز بشیم سوار قایق
بشینیم بریم تو دریا
من و تو تنهای تنها

کوچه سنجاقک ها
ماهیا خیلی امینن
نمی گن اگه ببینن
انقدر می ریم که ساحل
 از من و تو بشه غافل


قایق و با هم می رونیم
می ریم اونجاها می مونیم
جایی که نه آسمونش
نه صدای مردمونش


نه غمش نه جنب و جوشش
نه صدای گلفروشش
مث اینجا ‌آهنی نیست
 خوبه اما گفتنی نیست


پس ببین یادت بمونه
 کسی ام اینو ندونه
 زنده بودیم اگه فردا
 وعده ی ما لب دریا


صبح پاشو بدون ساعت
که فراموش بشه عادت
نره از یاد تو زیبا
 وعده ی ما لب دریا

ما در هيج سرزميني زندگي نمي كنيم. منزل ما قلب كساني است كه دوستشان داريم

....شاید دیگه هیچ وقت آپ نکنم

روزگارتون قشنگ

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 1:39  توسط شب پره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
و خدایی که دراین نزدیکی است
لای این شب بوها پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه مهرم نور
دشت سجاده من
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم...

درود بر شما عزیزان-به وبکده خودتون خوش اومدید. همیشه چشم به راه نظرات سبزتون خواهم بود.

نوشته های پیشین
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آرشیو موضوعی
سهراب سپهری-صدای پای آب
دکتر شریعتی
پیوندها
عاشقانه ترین عاشقانه ها...
بهار اشعار
عاشق تنها
آموی خروشان
رویای خیس
مداد سفید
کسری
صدای پای آب
سارینا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM